نقد کتاب «درباره آینده گونهها»: آیا در آستانه خلق حیات مصنوعی هستیم؟
بررسی کتاب آدریان وولفسون، کارآفرین ژنومیک، درباره انقلاب قریبالوقوع زیستشناسی و پرسشهای اخلاقی و ایمنی مرتبط با آن.

آینده گونهها و ظهور حیات مصنوعی
کتاب «درباره آینده گونهها» نوشته آدریان وولفسون، کارآفرین ژنومیک، به بررسی انقلاب قریبالوکوع در زیستشناسی میپردازد که در آن انسانها قادر خواهند بود گونههای مصنوعی خلق کنند. وولفسون معتقد است که تمایل به آمیزش ویژگیهای آناتومیک گونههای مختلف در تخیل انسان ریشه دارد و به زودی از خیال به واقعیت بیولوژیکی تبدیل خواهد شد. این امر میتواند منجر به ظهور نسخههای مصنوعی حیات شود که جایگزین گونههای شکلگرفته توسط انتخاب طبیعی میلیاردها ساله میشوند. او این مرحله را "آفرینش دوم" مینامد که منافع عظیمی به همراه دارد، از جمله تولید سوختهای زیستی، داروها، و محصولات نوآورانه، و حتی قابلیت "پرورش خانهها به جای ساختن".
این تحول بزرگ مدیون دو نوآوری کلیدی است. اول، فناوریهایی مانند روش Sidewinder در کالتک که امکان ساخت قطعات DNA با پیچیدگی و اندازه بیسابقه را به شکلی سریع فراهم کرده است. دوم، پیشرفتهای هوش مصنوعی است که به دانشمندان کمک کرده است تا مسائلی مانند تاشدگی پروتئینها را حل کنند. پیش از این، ساخت پروتئینهای جدید به دلیل عدم توانایی در پیشبینی شکل سهبعدی آنها که تعیینکننده عملکردشان است، محدود بود. اما با ظهور ابزارهایی مانند AlphaFold2، که از شبکههای عصبی مشابه ChatGPT استفاده میکند، این مانع برطرف شده و زیستشناسی در حال گذار از یک علم توصیفی به یک علم مولد است.
چالشها و پرسشهای اخلاقی
با خلق موجودات جدید، پرسشهای عمیقی در مورد جایگاه آنها و اخلاقیات دخالت انسان در طبیعت مطرح میشود. مرز بین حیات طبیعی و مصنوعی رو به محو شدن خواهد بود. وولفسون همچنین به امکان بهبود گونههای موجود، حتی انسانها، اشاره میکند؛ به عنوان مثال، اصلاح ستون فقرات که تکامل یافته برای چهارپایان است و برای انسانهای دوپا ناکارآمد است. با این حال، این پیشرفتها خطرات جدی نیز به همراه دارد.
- امکان ساخت آسان پاتوژنهای انسانی توسط تروریستهای بیولوژیکی.
- ناپایداری احتمالی چرخه کربن اقیانوسها در اثر دستکاری فاژهای باکتریایی.
- پیامدهای اخلاقی دستکاری در ژنوم پستانداران برای ایجاد مدلهای دارویی.
وولفسون تأکید میکند که نباید جلوی این پژوهشها گرفته شود، زیرا مزایای آن برای بشریت و سیاره بیش از حد بزرگ است، هرچند ممکن است در مورد خطرات احتمالی بیش از حد خوشبین باشد.
او بیان میکند: “ما در آستانه تغییر در ماهیت حیات روی زمین هستیم” و این موضوع مستلزم هوشیاری در مدیریت خطرات ناخواسته است.
در نهایت، این کتاب یک "فراخوان بیداری" در مورد یک عصر جدید است که در آن انسانها قدرت شکلدهی به زیستکره را به دست میآورند. این قدرت عظیم، نیازمند درک عمیق اخلاقی و مقرراتگذاری دقیق برای اطمینان از اینکه "آفرینش دوم" به جای ویرانی، به نفع جهان باشد.



