چرا نخبگان تجاری در مینهسوتا موضع قاطع نگرفتهاند؟
تحلیل عدم اقدام نخبگان تجاری آمریکا در برابر اقدامات اقتدارگرایانه، بهویژه پس از حادثه مرگ الکس پرتی در مینیاپولیس، و فراخوان برای ایستادگی در برابر تجزیه دموکراسی.
کوتاهی نخبگان در برابر اقتدارگرایی در مینهسوتا
مقاله به بررسی سکوت و انفعال نخبگان تجاری و رهبران مؤسسات بزرگ آمریکا در قبال خشونتها و اقدامات اقتدارگرایانه دولت، بهویژه پس از کشته شدن الکس پرتی، پرستار اورژانس که موارد بیشروی مأموران فدرال مهاجرت را مستند میکرد، میپردازد. در حالی که مردم عادی در مینیاپولیس با شجاعت مدنی برای حمایت از همسایگان خود گرد هم آمدند و علیه تجاوز فدرال به ایالت خود اعتراض کردند، رهبران شرکتهایی مانند اپل، آمازون و نیویورک استاک اکسچنج در رویدادهای کاخ سفید شرکت میکردند. این دوگانگی، تضاد آشکاری میان شجاعت مردم عادی و ترس نخبگان را به تصویر میکشد.
نویسنده، دانیال التشلور، استدلال میکند که این عدم اقدام ناشی از ساختارهای پاداش و ارزشهای نهادینه شده در این مؤسسات است؛ ارزشهایی که فردگرایی شدید را با همنوایی اجباری (conformism) ترکیب میکنند. این ترکیب باعث میشود که رهبران، که اغلب در محیطهای انحصاری پرورده شدهاند، به جای دفاع از اصول دموکراتیک، اولویت را به حفظ حرفه و منافع شخصی بدهند. التشلور، که خود از این سیستم آمده است، اشاره میکند که بسیاری از همکاران سابقش با وجود نگرانیهای خصوصی، از پیوستن به اقدامات جمعی برای مقابله با اقتدارگرایی اجتناب میکنند، زیرا از ریسکپذیری و از دست دادن موقعیتهای خود واهمه دارند.
- نخبگان، به جای ایفای نقش به عنوان سدی در برابر سوء استفادههای دولتی، گاهی اوقات زمینه را برای تجاوز به قدرت فراهم میکنند.
- سکوت در برابر اقدامات اخیر، نه تنها شرمآور، بلکه خطرناک تلقی میشود، زیرا جامعه مدنی مستقل برای حفظ دموکراسی حیاتی است.
- بسیاری از رهبران ارشد در برابر اقدامات مقامات، یا سکوت کردهاند یا با پرداخت غرامتهای سنگین، استقلال سازمانهای تحت مدیریت خود را قربانی حفظ بقا کردهاند.
- الگوی رفتاری نخبگان، تمایل به فردگرایی و اجتناب از اقدام جمعی دارد، در حالی که مقاومت مؤثر نیازمند انسجام است.
- نمونههای موفقی از مقاومت نخبگان (مانند دانشگاهها و قضات جمهوریخواه) وجود دارد، اما این موارد هنوز استثنا هستند، نه قاعده.
“هزینه سکوت در این برهه از زمان به سادگی بیش از حد بالا است.”
نویسنده تأکید میکند که کشور به شدت به ایستادگی خطرپذیر نخبگان و بهرهگیری از قدرت همبستگی نیاز دارد. برای جلوگیری از سقوط کامل کشور به سوی خودکامگی، نخبگان باید الهامگیری خود را از کارگران و اهالی مینهسوتا بیابند که با وسایلی اندک در برابر نیروهای فدرال ایستادگی کردند. اگر نخبگان بتوانند همان شجاعت را برای ایستادن در کنار یکدیگر و دفاع از ارزشهای دموکراتیک اساسی بیابند، میتوان مسیر کشور را تغییر داد.
نتیجهگیری: مقاله فراخوانی قاطع برای نخبگان نخبهگرا در آمریکا است تا از سازش دست برداشته و با کنار گذاشتن همنوایی محافظهکارانه، مسئولیت مدنی خود را در برابر تهدیدات فزاینده علیه دموکراسی ایفا کنند.



