درسهای مقاومت واقعی رهبران گذشته در ماه تاریخ سیاه
این مقاله بر لزوم فراتر رفتن از یادبودهای سطحی ماه تاریخ سیاه و تمرکز بر یادگیری نحوه شکلگیری واقعی تغییرات اجتماعی و پذیرش مسئولیت مستمر برای ادامه دادن آن تأکید دارد.
درسهای مقاومت واقعی رهبران گذشته در ماه تاریخ سیاه
مقاله حاضر توسط اریک موریسون-اسمیت، با نگاهی به چالشهای پیش رو پس از کلام مارتین لوتر کینگ جونیور در کتاب “ما به کجا میرویم: آشوب یا اجتماع؟”، بر این نکته تأکید میکند که جامعه در مقاطعی «حواسپرتی، آسایش و خویشتنداری» را انتخاب کرده و مسئولیت مشترکی در قبال انباشت فساد قدرت وجود دارد. نویسنده فرا میخواند که این ماه تاریخ سیاه باید فراتر از «هشتگها، نقلقولهای گزینششده، یادبودهای ایمن و رژهها» باشد و باید بیاموزیم تغییرات چگونه ساخته شد و تعهد خود را برای ادامهاش بپذیریم.
برای الگوی این مسئولیتپذیری، به سراغ فعالانی چون اِلا بیکر میرویم که بر ساختن مردم قوی اصرار داشت تا دیگر نیازی به رهبران قدرتمند نباشد. بیکر معتقد بود سازماندهی باید از پایین، در محلهها، محل کار و مدارس آغاز شود، نه انتظار برای نجاتدهندگان کاریزماتیک. این میراث امروزه در گروههایی مانند “Students Deserve” در لسآنجلس دیده میشود که از دل مبارزه و سازماندهی دانشجویی به پیروزیهای تاریخی دست یافتهاند؛ پیروزیهایی که نیاز به مداومت در دفاع دارند.
ضرورت اقدام و رهایی از انفعال
فانی لو همر نمونه دیگری است که نشان داد ثروت یا تحصیلات رسمی پیشنیاز مقاومت نیست. این روحیه امروز در سازمانهایی مانند “Pillars of the Community” که با افراد به حاشیه راندهشده مانند زندانیان سابق و تحت تأثیر خشونت دولتی کار میکنند، زنده است. آنها با وجود نادیده گرفته شدن توسط سیستم، یکدیگر را حمایت میکنند. نویسنده هشدار میدهد که «دعا کردن کافی نبود، امروز اسکرول کردن نیز کافی نیست»؛ در نهایت باید برای آزادی جمعی اقدام کرد.
الهامبخش دیگری حزب پلنگ سیاه است که بر محافظت بیپرده از جوامع سیاهپوست، حتی در برابر دولت، تأکید داشت. این سنت امروز با ایجاد زیرساختهای جامعهمحور برای پاسخگویی به بحرانها بدون وابستگی به پلیس یا زندان، توسط گروههایی چون “Anti Police-Terror Project” دنبال میشود. همچنین، مقاومت باید خلاقانه باشد و هنرمندان باید به مردم کمک کنند تا امکانپذیریهای جدید را تصور کنند.
“تاریخ اغلب به صورت مجموعهای از لحظات دراماتیک تدریس میشود: یک راهپیمایی، یک سخنرانی، یک لایحه امضا شده. آنچه پاک میشود دههها سازماندهی است که آن لحظات را ممکن ساخت.”
رد وسوسه ترک میدان
نویسنده بر رد وسوسه کنارهگیری به دلیل سرخوردگی از نبود مشارکت گسترده تأکید میکند. انتظار تحول فوری بدون درک قوس طولانی مبارزه، ناامیدی را اجتنابناپذیر میسازد. اجداد ما در میان بیتفاوتی و انزوا سازماندهی کردند. کوامه توره (استوکلی کارمایکل) یادآور میشود که رأی دادن هر چند سال یکبار، دموکراسی نیست بلکه «تفویض اختیار» است؛ سیاست روزانه است که در محل کار، مدرسه و سیستمهای غذایی جریان دارد.
“اگر میخواهید مردم امیدوار باشند، آنها را وارد مبارزه کنید. به آنها کمک کنید چیزی واقعی ببرند. زیرا امید فقط در ایدهها نیست – در عمل، در تلاش جمعی و در این آگاهی است که ما با این موضوع تنها نیستیم.”
این لحظه مستلزم آن است که از محدودیتهای فراتر رویم که مانع کسب دستاوردهای ملموس برای جوامع فقیر و طبقه کارگر میشود. اکنون زمان آن است که به اجداد آینده نسلهای بعدی تبدیل شویم؛ کسانی که در برابر فاشیسم ایستادند و اجتماع را به آشوب ترجیح دادند. مسئولیت ما با میزان امیدواریمان تغییر نمیکند، بلکه توسط دیکته میشود.


