نقد نمایش «شرم ابدی سو پرکینز»؛ ستاره Bake Off در خودآزاری
نمایش زنده سو پرکینز شامل داستانهای غریبی از ناکارآمدی شخصی و حرفهای اوست؛ تماشاگر شاهد حکایات پر شور درباره جاروبرقیها و سفری با مواد مخدر به یک شمن است.

نقد نمایش کمدی «شرم ابدی سو پرکینز»
نمایش «شرم ابدی سو پرکینز» بازگشت این هنرمند به استندآپ کمدی پس از سالها غیبت است، جایی که او وعده میدهد لایههای شخصیت عمومی خود را برداشته و فرد واقعی و شرمسار پشت آن را آشکار سازد. سو پرکینز، که برای بسیاری به عنوان ستاره برنامه محبوب Bake Off شناخته میشود، پس از «۳۰ سال حضور در خانههای ما»، نمایشی در این راستا ارائه میدهد. با این حال، همانند رویکرد برنامههای مشابه تاریخی، این اجرا مجموعهای از حکایات شخصی و حرفهای سرزنده را گرد هم میآورد که تنها پیوند سستی با مضمون ادعایی «شرم» دارند و او در بیان جزئیات صمیمی محتاط است.
بخش اول نمایش با اشاره پرکینز به خجالتش از میانسالی و خستگی در صنعتی که به شور جوانی ارج مینهد آغاز میشود. با این حال، داستانهای بعدی ارتباط چندانی با این موضوع ندارند؛ از جمله روایتی ناتمام درباره خردهفروشان مواد مخدر که پلاک خودرو او را جعل کردهاند، و یک داستان سگدوست که بیشتر از شرم حکایت از غرور دارد، درباره نجات تولهای زخمی در سفرش به بولیوی. در این روایات، پرکینز به شیوهای ماهرانه حقیقت را فدای یک حکایت کمدی زنده میکند و هر یک را با جزئیات تندی از ناکارآمدی خودش زینت میدهد.
- بخشهای قویتر نمایش عمدتاً در نیمه دوم آن ارائه میشود، جایی که تمرکز بیشتری بر حقیقت موضوع و ارائه نگاهی عمیقتر به ظاهر خونسرد میزبان وجود دارد.
- یکی از برجستهترین قسمتهای نمایش، دور از دنیای شوبیز، مربوط به فروپاشی عصبی پرکینز ده سال پیش بود که ناشی از توموری خوشخیم در غده هیپوفیز وی بود و او را وارد سناریویی شبیه به فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» کرد.
- اجرای او شامل یک حکایت خجالتآور درباره سفری تحت تأثیر مواد مخدر به همراه یک شمن در آمریکای جنوبی برای ضبط برنامه تلویزیونی است که با جزئیات تلخ و نالهها روایت میشود.
- روال دیگری، مشابه سبک دیو گورمن، بر احتمال آماری «مورد استفاده قرار گرفتن توسط یک جاروبرقی دایسون» تمرکز دارد که نشاندهنده توانایی او در تبدیل زندگی عمومی به کمدی است.
«او قطعاً آنها را خوب تعریف و روایت میکند... سو پرکینز.»
در حالی که بخش عمده نمایش سرگرمکننده است و بر خودتحقیری سطحی تمرکز دارد، تنها در قسمت مربوط به تجربه بیماریاش است که پوستههای محافظ «عروسک روسی» او کنار زده شده و چیزی معنادارتر آشکار میگردد. قدرت پرکینز در روایتگری است، اما عمق احساسی در لحظاتی نادر به دست میآید.



