تجربه من با برقراری رابطه جنسی سرکشانه: آیا معتاد جنسی بودم؟
سفر نویسنده پس از طلاق از طریق تجربیات افراطی BDSM، بررسی در مورد اعتیاد جنسی و ریشه نیاز به تأیید و درد.

اعتیاد جنسی، نیازهای برآورده نشده و جستجوی پذیرش
تجربه شخصی لیزا موریس، که سالها به دنبال قرارهای جنسی مازوخیستی و خشن تحت عنوان BDSM بود، پرده از پیچیدگیهای اعتیاد جنسی و نیازهای عمیق عاطفی برمیدارد. او پس از یک ازدواج ناموفق که از نظر جنسی ارضا کننده نبود، به سمت فعالیتهای افراطیتر سوق داده شد. موریس در ابتدا تصور میکرد که مشکل او صرفاً داشتن میل جنسی بالا و پیدا نکردن شریک متناسب است، اما در جستجوهای مکرر خود برای ارضای این نیاز، به جای رضایت، با خلأ و تنهایی عمیقتری روبرو میشد. او اشاره میکند که در این سبک روابط، به ویژه در غیاب «بیمه پس از آن» (After-care)، احساس رها شدگی میکرد که او را وادار به تکرار رفتارهای آسیبزا مینمود.
نقطه عطف اصلی زمانی رخ داد که درد فیزیکی برای او به شکلی وارونه به معنای «دیده شدن» و اثبات وجود تبدیل شد. او اعتراف میکند که حتی پس از تجربه دردناک جسمی، نیاز فوری به تکرار آن برای تسکین درد درونیاش داشت. این چرخه منجر به غفلت از دوستان و وظایف روزمره شد و او را درگیر رفتارهای مخرب مانند خودارضایی مداوم در مکانهای نامناسب و نادیده گرفتن هشدارهای اطرافیان کرد.
موارد زیر نکات کلیدی این تجربه و تحلیل روانشناختی مرتبط با آن است:
- تفاوت میان گرایش جنسی و اعتیاد: دکتر پائولا هال، متخصص اعتیاد جنسی، تأکید میکند که نوع رفتار جنسی (مانند BDSM) تعریف کننده اعتیاد نیست، بلکه وابستگی به آن، عامل اصلی است. تمایلات جنسی سالم بین افراد بالغ پذیرفته شده است.
- ریشه مشکل: موریس در نهایت متوجه شد که ریشه مشکل او جنسیت نبوده، بلکه الگوی ارتباطی او، نیاز به جلب توجه و تلاش برای «مردمداری» برای فرار از ترس رها شدن بوده است. این نیازهای برآورده نشده مانند هیولایی تودهوار شکل گرفته بودند.
- تشخیص پزشکی: سازمان بهداشت جهانی «اختلال رفتار جنسی وسواسی» (CSBD) را به رسمیت میشناسد که با ناتوانی در کنترل انگیزههای جنسی تکراری با وجود عواقب منفی مشخص میشود.
- فرایند بهبودی: بهبودی برای موریس مستلزم کار با یک درمانگر، پذیرش درد به جای فرار از آن با فعالیت جنسی، و سپس کار بر «گامهای ۱۲ مرحلهای» برای تمرکز بر آنچه به حقیقت برایش اهمیت دارد بود.
“نوع رفتار، آنچه اعتیاد را تعریف میکند نیست. این وابستگی به آن است.” - دکتر پائولا هال
در نهایت، موریس تأکید میکند که بهبودی به معنای دست کشیدن کامل از تمایلات جنسی یا BDSM نیست، بلکه به معنای لذت بردن از آنها به عنوان بخشی از تجربه انسانی و نه به عنوان یک مکانیزم مقابلهای برای تسکین درد درونی است. او یاد گرفت که با درد خود روبرو شود و در نهایت روابطی را انتخاب کند که در آنها ابتدا به بدن و قلب خود احترام میگذارد و میتواند با دوستی با سگ خود، پلوتو، عشق بدون قید و شرط را تجربه کند، قبل از اینکه فرد دیگری را وارد زندگیاش کند.

