حیوان خانگی که هرگز فراموش نخواهم کرد: میشکا، راکون بدخلق اما دوستداشتنی
مقایسه تجربیات صاحب میشکا، راکون بدخلق و پردردسری که با وجود آسیب زدن به خانه، همه را مجذوب خود کرد. داستان نگهداری از یک راکون در انگلستان.
داستان نگهداری از یک راکون خانگی منحصر به فرد
این متن به شرح خاطرات خانم گیل واترز از نگهداری میشکا، یک راکون خانگی میپردازد که در سال ۲۰۰۴ در دیبدن، نیو فارست انگلستان به زندگیشان وارد شد. خانم واترز زمانی علاقهمند به راکونها شد که در دهه ۹۰ میلادی در فلوریدا راکونی با پای مجروح را تیمار کرده بودند. او ابتدا دو راکون دیگر به نامهای نیجل و کیسی را تهیه کرد و سپس میشکا به آنها پیوست. نگهداری از راکونها نیازمند تغذیه خاصی است؛ آنها نمیتوانند شیر گاو مصرف کنند زیرا دچار اسهال شدید میشوند؛ در عوض با شیر مخصوص بچه حیوانات و سپس فرنی تغذیه شدند. میشکا به غذای سگ، تکههای مرغ، انواع توت، کدو حلوایی و پنیر علاقه داشت اما گوشت نمیخورد. متأسفانه، میشکا مدتی بعد به دیابت تشخیص داده شد و همسر خانم واترز مجبور بود روزانه به او انسولین تزریق کند، عملی که در ابتدا با گاز گرفتن همراه بود.
میشکا شخصیتی دوگانه داشت؛ اگر کسی را عصبانی میکرد، با صدای بلند نشان میداد. او در اتاقی مجزا نگهداری میشد، اما اجازه داشت در بخشهایی از خانه پرسه بزند. برای محافظت از سگهای خانواده (چورکیهایی به نامهای کندی و الف)، آنها را هنگام حضور میشکا به اتاق خواب میفرستادند. با وجود خلق و خوی گاه تند، میشکا بسیار دوستداشتنی بود و اجازه میداد او را بغل کنند، ببوسند و شانه بزنند. نکته جالب این بود که او به شدت از آب بیزار بود و برای تمیز کردن از دستمال مرطوب استفاده میشد، هرچند بویی نداشت.
رفتارهای مخرب و طنزآمیز میشکا
میشکا با دو راکون دیگر خانواده سازگاری نداشت و گاهی با ضربه زدن به سرشان آنها را اذیت میکرد. رفتارهای مخرب او شامل حمله به درخت کریسمس و کندن کاغذ دیواری دیوارها به همراه یکی از سگها بود. با این حال، صاحبش او را “راکون شیطون، بازیگوش و زیبای” خود میدانست. میشکا مدتی در یک قفس بزرگ در اتاق نشیمن روی یک تخت آویز استراحت میکرد، اما اغلب از آن بالا رفته و در مکانهای غیرمنتظره ظاهر میشد، مانند زمانی که از بالای قفس به درخت کریسمس پرید.
«اگر با میشکا درمیافتادید، او به شما نشان میداد.»
در گذشته، نگهداری از راکونها در بریتانیا قانونی بود، اما پس از آن، با وضع قانون گونههای مهاجم، خرید، فروش یا هدیه دادن آنها ممنوع شد. خانواده واترز اجازه داشتند راکونهای خود را تا زمان مرگشان نگه دارند. میشکا در ماه می سال گذشته در سن هفت سالگی درگذشت و صاحبش معتقد است که او دچار تومور مغزی شده بود.
«همه فکر میکردند ما دیوانهایم – خانواده و دوستان ما – اما هر کسی که میشکا را ملاقات میکرد، عاشقش میشد.»
نتیجهگیری
علیرغم مشکلات سلامتی (دیابت و احتمالاً تومور مغزی) و رفتارهای خرابکارانهاش، میشکا یک حیوان خانگی بسیار دوستداشتنی و منحصر به فرد بود که خاطرات شاد زیادی برای خانواده واترز به جای گذاشت. داستان او نشاندهنده پیوند عمیقی است که میتواند بین انسان و حیوانات غیرمعمول ایجاد شود.
