هنرمندان موسیقی تجربی: احیای خلاقیت در برابر محتوای الگوریتمی
گروهی از هنرمندان جسور با ساخت موسیقیهای عجیب و منحصربهفرد، از پاپ میکروتونال تا استفاده از استخوانهای گوسفند برای نواختن، در شبکههای اجتماعی محبوب میشوند و انتظارات مخاطبان را برآورده میکنند.
احیای موسیقی عجیب و خلاقانه در عصر شبکههای اجتماعی
موسیقی تجربی و غیرمتعارف در حال بازگشت به جریان اصلی است، اما این بار نه از طریق رادیو یا رسانههای سنتی، بلکه از طریق پلتفرمهایی مانند تیکتاک و اینستاگرام. هنرمندانی مانند چلوئه سوبک که با افزودن تکههای مقوا به ویولونه یا استفاده از استخوان گوسفند به عنوان آرشه، ویدئوهای نمایشی منحصربهفردی خلق میکند، توانستهاند توجه الگوریتمها و مخاطبان گسترده را جلب کنند. این هنرمندان با خلق قطعاتی که اغلب «عجیب» تلقی میشوند، نشان میدهند که عموم مردم پذیرای نوآوریهای موسیقایی هستند. موفقیتهایی مانند اجرای پرشس رنی تاکر، که اجراهای پیانوی اکسپرسیونیستی خود را به اشتراک میگذارد، حتی منجر به دعوت شدن برای اجرا در محافل بزرگتر شده است.
میکروتونالیته (استفاده از فواصل نتایی که خارج از مقیاس استاندارد غربی هستند)، که توسط هنرمندانی چون مِیدی اَشمن به شهرت رسیده، یکی از مشخصههای این موج است. این هنرمندان با به چالش کشیدن انتظارات شنیداری مخاطب، توانستهاند حس تازگی و هیجان را در فضایی که اغلب با محتوای تکراری (یا به اصطلاح “AI slop”) اشباع شده، ارائه دهند.
- هنرمندان از طریق ویدئوهای خانگی و خودساخته، به سرعت شهرت پیدا میکنند.
- موسیقی میکروتونال و سازهای اصلاحشده، مرزهای موسیقی سنتی را جابهجا کردهاند.
- بازخورد مخاطبان اغلب شامل بحثهای داغ در مورد اعتبار و ماهیت این موسیقی است.
- زنانی که در این فضا فعالند، گاهی اوقات با واکنشهای زنستیزانه در میان نظرات مواجه میشوند.
- فشار حفظ تعامل با الگوریتمها، نگرانیهایی در مورد تداوم خلاقیت خالص ایجاد کرده است.
“ما واقعاً به چیزی کاملاً جدید نیاز داریم، یا حداقل دلیلی برای داشتن آن دیدگاه. رها کردن گذشته و جدا شدن از آنچه قبلاً دیدهایم، و شجاعت انجام کاری خلاقانه که هنوز وجود نداشته است.” – نقل قول از پرتکرارترین نظرات در مورد این هنرمندان.
سوبک اظهار میکند: “ما فکر میکنیم اینترنت همه چیز را دموکراتیک کرده است، اما همچنان توسط این الگوریتم دروازهبانی تعریف میشود. همه چیز یکسان است.”
نکته مهم این است که این هنرمندان تجربی، با وجود موفقت در جذب مخاطب، همچنان درگیر ماهیت دوگانه شبکههای اجتماعی هستند؛ از یک سو ابزاری برای دیده شدن و از سوی دیگر تعیینکننده مسیر محتوای تولیدی. با این حال، اینفلوئنسرها و الگوریتمها باعث شدهاند تا نسل جدیدی از شنوندگان با جسارت هنری ارتباط برقرار کرده و خواستار محتوای اصیل و جدید باشند، حتی اگر این اصالت در قالب یک «spectacle» (نمایش) ارائه شود.


