بازخوانی مفهوم خوشبختی در دو سنت فلسفی توماس آکوئیناس و حکمت متعالیه
کتاب جدید سیدمحمدجواد بنی سعید لنگرودی به بررسی تطبیقی غایت خوشبختی در فلسفه مسیحی (توماس آکوئیناس) و حکمت اسلامی (نوصدرایی) میپردازد.

بررسی تطبیقی غایت خوشبختی در فلسفه غرب و اسلام
جدیدترین اثر سیدمحمدجواد بنی سعید لنگرودی با عنوان «خوشبختی بهمنزله غایت انسانی در اندیشه توماس آکوئیناس و فلسفه نوصدرایی» توسط انتشارات نقد فرهنگ منتشر شده است. این کتاب یک پژوهش عمیق تطبیقی و تحلیلی است که به بحث محوری در فلسفه یعنی «سعادت نهایی» به عنوان غایت قصوای حیات انسان میپردازد. نویسنده خوشبختی را نه فقط یک حالت روانشناختی، بلکه غایت و هدف وجودی انسان در دو سنت بزرگ فلسفی، یعنی الهیات مسیحی مبتنی بر توماس آکوئیناس و حکمت اسلامی با محوریت فلسفه نوصدرایی (صدرالمتألهین شیرازی) و قرائت معاصر آن در آثار علامه محمدحسین طباطبایی، مورد واکاوی قرار میدهد. این تحلیل نیازمند تبیین مبانی انسانشناختی، معرفتشناختی و هستیشناختی هر دو نظام فکری است تا جایگاه سعادت در هر کدام مشخص شود.
تبیین سعادت در اندیشه توماس آکوئیناس
در بخش مربوط به اندیشه آکوئیناس، نویسنده بر نقش محوری عقل طبیعی، فضیلتهای اخلاقی و عقلانی و نسبت عقل و ایمان تأکید میکند. سعادت نهایی در این سنت به صورت «رؤیت شهودی خداوند» به عنوان کمال غایی انسان تبیین شده است. این قسمت تصویری از حکمت مدرسی و الهیات توماسی درباره هدف نهایی زندگی ارائه میدهد.
تحلیل سعادت در فلسفه نوصدرایی
در سوی دیگر، بخش فلسفه نوصدرایی بر مفاهیمی چون حرکت جوهری، تشکیک وجود و ایده «اتحاد عاقل و معقول» تمرکز دارد. در این چارچوب فلسفی، کمال انسان از طریق سیر تکاملی وجودی و رسیدن به مرتبه تجرد و قرب الهی معنا مییابد. این رویکرد تعمیقبخش فهم ما از غایت مسیر کمال در حکمت متعالیه است.
- بررسی سازوکار وصول به سعادت در دو نظام فکری.
- تحلیل موانع تحقق سعادت در حکمت اسلامی و مسیحی.
- تأکید بر مقایسه روشمند و اتکاء به متون اصلی هر سنت.
- پرداختن به نسبت عقل، ایمان و غایت حیات انسانی.
- معرفی کتاب به عنوان تلاشی جدی در مسیر گفتوگوی فلسفه اسلامی و مسیحی.
«نویسنده کوشیده است تا مبانی انسانشناختی و هستیشناختی هر دو سنت را پیش از تحلیل جایگاه سعادت تبیین کند و سپس به مقایسه بپردازد.»
بر اساس دیدگاه نوصدرایی، سعادت حقیقی در چارچوب حرکت جوهری و وصول به مرتبه تجرد صورت میپذیرد.
این اثر به دلیل رویکرد تطبیقی و انتقادیاش، بسیار سودمند تلقی میشود و برای دانشجویان و پژوهشگران حوزههای فلسفه اسلامی، فلسفه غرب، کلام تطبیقی و فلسفه اخلاق مفید است و افقهای تازهای در فهم غایتشناسی فلسفی باز میکند.

