تغییر ساختار ژئوپلیتیک اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶
تحلیل گذار نظم تجارت جهانی از الگوی مبتنی بر قواعد لیبرال به نظمی پراکنده، قدرتمحور و بلوکی تحت تأثیر سیاستهای تعرفهای ایالات متحده در سال ۲۰۲۶.

گذار ژئوپلیتیک اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶
سال ۲۰۲۶ به عنوان نقطهای تعیینکننده در تاریخ تجارت بینالملل مطرح میشود؛ دورهای که در آن منطق لیبرال مبتنی بر قواعد مشترک تجاری، جای خود را به الگویی پراکنده، قدرتمحور و مبتنی بر بلوکهای همسو داده است. این دگرگونی عمدتاً ریشه در سیاستهای تجاری جدید ایالات متحده دارد که تجارت را از یک سازوکار اقتصادی نسبتاً خودمختار، به ابزاری مستقیم در خدمت اهداف ژئوپلیتیک بدل کرده است. اتخاذ رویکرد "اول آمریکا" توسط واشنگتن، به معنای عبور آشکار از منطق تجارت قاعدهمحور است؛ بهطوری که دسترسی اعطا شده به بازار آمریکا دیگر یک حق بر اساس عضویت در نظام تجارت جهانی نیست، بلکه امتیازی مشروط تلقی میشود که بر اساس همراهی سیاسی، امنیتی یا تکنولوژیک اعطا یا سلب میگردد. این تغییر پارادایم، بنیانهای چندجانبهگرایی تجاری را به شدت تضعیف کرده و ثبات روابط تجاری را از بین برده است.
از تجارت قاعدهمحور تا تجارت مشروط
در نظم پس از جنگ جهانی دوم، هدف اصلی این بود که تجارت تا حد امکان از منازعات ژئوپلیتیک فاصله داشته باشد تا رفتار دولتها قابل پیشبینی شود. با این حال، سیاستهای تعرفهای در سال ۲۰۲۶ نشاندهنده کنار گذاشتن این تفکیک است. تعرفهها و محدودیتهای تجاری اکنون نه تنها علیه رقبای سنتی، بلکه حتی در تعامل با متحدان نیز به کار گرفته میشوند. این رویکرد، بیثباتی ساختاری گستردهای را در روابط واشنگتن با شرکای کلیدی مانند اروپا، کانادا و کشورهای آسیایی به وجود آورده است. در نتیجه، اعتماد به نظام تجارت چندجانبه تضعیف شده و گرایش به سمت سازوکارهای جایگزین، مانند توافقات منطقهای و ائتلافهای محدود، افزایش یافته است.
روابط آمریکا و چین
روابط تجاری آمریکا و چین در سال ۲۰۲۶ در وضعیتی پرتنش و معلق میان "جدایی اقتصادی" و "مدیریت ریسک" قرار دارد. شدت یافتن تعرفهها، محدودیتهای فنی و کنترل سرمایهگذاریها از سوی آمریکا با هدف مهار قدرت صنعتی چین همراه است. با این وجود، وابستگی متقابل عمیق دو اقتصاد مانع از یک گسست کامل میشود. این وضعیت منجر به ایجاد یک آتشبس شکننده شده است که در آن رقابت شدیدی در حوزههای حساس مانند نیمهرساناها و هوش مصنوعی جریان دارد، اما مبادلات گسترده در بخشهای دیگر ادامه دارد. چین نیز با تنوعبخشی به بازارهای صادراتی خود در آسیا و آفریقا و تقویت چارچوبهای چندجانبه غیرغربی، سعی در خنثیسازی تلاشهای انزوای اقتصادی دارد.
تضعیف نهادهای جهانی و شکلگیری نظم بلوکی
یکی دیگر از پیامدهای مهم، تضعیف نقش سازمان تجارت جهانی (WTO) است. فلج شدن سازوکار حل اختلاف این نهاد و ناتوانی آن در کنترل اقدامات یکجانبه قدرتهای بزرگ، جایگاه آن را به عنوان داور مرکزی از بین برده است. در این خلأ، کشورها به جای اتکا به قواعد جهانشمول، به سمت تضمین منافع خود از طریق تشکیل بلوکهای همسو و توافقات منعطفتر حرکت کردهاند.
"تعرفه و محدودیتهای تجاری اکنون نهتنها علیه رقبا، بلکه حتی در تعامل با متحدان نیز به کار گرفته میشوند."



