نقد ترجمه آثار فروید؛ گمشدن روح انسان در ترجمه
کتاب «فروید و روح انسان» اثر بتلهایم، نقدی بر تحریفات ترجمه انگلیسی آثار فروید، بهویژه واژههایی چون «Seele» (روان) و «Ich» (خود) به «mind» و «Ego» و پیامدهای آن بر درک روانکاوی است.

نقد ترجمه: تحریف مفاهیم بنیادین روانکاوی فروید
کتاب «فروید و روح انسان» اثر برونو بتلهایم، یک اثر انتقادی عمیق است که تمرکز اصلی آن بر بازخوانی انتقادی آثار زیگموند فروید در متن اصلی آلمانی و چگونگی تأثیر ترجمههای انگلیسی بر درک جهانی از روانکاوی است. بتلهایم استدلال میکند که ترجمههای مسلط، با تحریف واژگان کلیدی، ماهیت انسانگرایانه نظریه فروید را از بین برده و آن را به یک دکترین مکانیکی و خشک تقلیل دادهاند. این اثر، که اخیراً با ترجمه فارسی منتشر شده، خوانندگان فارسیزبان را دعوت میکند تا به نسبت میان زبان، معنا و تحریفهای فرهنگی بیاندیشند.
بتلهایم فرآیند ترجمه را فراتر از انتقال لغات دانسته و آن را زمینهساز شکلگیری یک جهانبینی خاص معرفی میکند. او نشان میدهد که چگونه تغییرپذیری زبانی، میتواند برداشتها از یک نظریه فلسفی-بالینی را کاملاً دگرگون سازد، بهخصوص در حوزهای حساس مانند روانکاوی که با عمیقترین لایههای وجود انسان سروکار دارد. این کتاب به عنوان زنگی برای هر مترجم و نظریهپردازی عمل میکند که در مسیر انتقال اندیشههای بنیادین گام برمیدارد.
تحریف «روان» به «ذهن»: از مفهوم وجودی تا فرآیند شناختی
مهمترین محور نقد بتلهایم به ترجمه واژه «Seele» برمیگردد. در زبان آلمانی، «Seele» دارای بار عاطفی، اخلاقی و فلسفی گستردهای است و به ساحتهای وجودی پیوند میخورد، در حالی که مترجمان انگلیسی آن را به «mind» برگرداندهاند. «Mind» مفهومی عمدتاً عقلمحور و شناختی است که بار انسانی و غایی فروید را تهی میکند. فروید با انتخاب «Seele»، بر بُعد کلنگر شخصیت انسان تأکید داشت، اما تبدیل آن به «ذهن» این تصویر را به مجموعهای از فرآیندهای صرفاً فکری تقلیل داد.
دگردیسی «خود» به «ایگو»: از هویت شخصی تا ساختار انتزاعی
دگرگونی دوم مربوط به واژه «Ich» (به معنای «خود») است که در نظریه فروید معرف عاملیت و هویت درونی فرد است. ترجمه این واژه به «Ego» (که ریشه لاتین دارد)، آن را از تجربه زیسته جدا ساخته و به یک ساختار فنی و انتزاعی شبیه کرده است. بتلهایم معتقد است این جابجایی، «خود» فروید را که با کشمکشهای درونی درگیر است، به یک مفهوم مکانیکی و علمی تبدیل میکند که با هنجارهای سفت و سخت روانپزشکی پس از جنگ جهانی مطابقت دارد.
- ترجمههای نادرست، روانکاوی را از «راهی برای شناخت انسان» به «دستگاه «درمان» صرف» تقلیل دادند.
- واکنش جامعه روانکاوی انگلیسیزبان به این نقدها، سکوت سازمانیافته و دفاعی بوده است.
- تبدیل مفاهیم زنده به اصطلاحات فنی باعث تثبیت تصویر یک فرویدِ سرد و عقلگرا شد.
- این تحریفات زبانشناختی، بر آموزش و پژوهشهای آکادمیک در جوامع انگلیسیزبان تأثیر عمیقی گذاشته است.
- ترجمه فارسی این اثر، فرصتی برای بازاندیشی انتقادی در زمینه علوم انسانی فراهم میآورد.
«این جابجایی تنها یک اشتباه لغوی نیست، بلکه تحریف کلیت انسانشناسی فروید است.»
«هر ترجمهای تنها انتقال واژهها نیست، بلکه انتقال دنیایی است که آن واژهها میسازند.»
بتلهایم این وضعیت را بازگشت «امر واپسراندهشده» مینامد، جایی که نقدها برای دههها نادیده گرفته شدند. در نهایت، کتاب «فروید و روح انسان» هشداری حیاتی در مورد نحوه عبور نظریهها از مرزهای زبانی و فرهنگی است و تأکید میکند که وفاداری به روح یک ایده مهمتر از ترجمه دقیق کلمات آن است. این اثر به خواننده فارسی این امکان را میدهد که با ابزارهایی نوین به متن فروید و سایر متون روانکاوی نزدیک شود.

