روایت شاهد عینی از موج انقلاب ایران: از خیابان تا دیدار با امام
بررسی جزئیات و التهابات روزهای منتهی به پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بر اساس خاطرات محمود گلابدرهای، شامل مشاهدات از درگیریها، سانسور تلویزیون و دیدار تاریخی با امام خمینی در مدرسه علوی و بهشت زهرا(س).
روایت تکاندهنده از روزهای پایانی رژیم پهلوی
آنچه امروز از روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران میدانیم، اغلب تصویری پالایششده است. کتاب «لحظههای انقلاب» اثر محمود گلابدرهای تلاشی است برای ثبت جزییات، التهاب، و فراز و نشیبهای واقعی آن دوران، گویی تماشای یک فیلم مستند زنده است که بوی لاستیکهای سوخته و سروصدا را به همراه دارد. این خاطرات تصویری متفاوت از انقلاب ارائه میدهند، تصویری که در آن، راوی با شخصیتهایش درگیر گفتوگوهای شخصی و حوادث خیابانی است. نکتهای که در آن روزهای پرتلاطم گلابدرهای را به شدت آزار میداده، محتوای برنامههای صدا و سیما بوده است. او با مشاهده فیلمهای بیوقفه آمریکایی و مستنداتی درباره شکار حیوانات در شرایطی که خون در کوچهها جاری بود، فریاد برمیآورد که این «فلسفه زندگی آمریکایی» است و مردم برای رهایی از این استعمار فرهنگی منحط جبهه گرفتهاند.
در خیابانها، وضعیت کاملاً متفاوت بود. در هیاهوی انتظار برای بازگشت امام خمینی، التهاب و سردرگمی حاکم بود. در تاریخ ۸ بهمن، با اوجگیری خشونت و آغاز کشتارهای خیابانی، راوی شاهد سقوط جوانان «مثل آهو» در زیر آتش نیروهای نظامی و ژاندارمری بود. صحنههایی از شلیک مستقیم، خون جاری بر کف خیابان، و تلاش آمبولانسها برای انتقال شهدا به سرعت روایت شده است. در این میان، مردم با آجر و پرتاب بنزین به مقابله با ماشینهای ارتشی و جیپهای حامل مسلسلها میپرداختند؛ کاروانی از فولاد که آسفالت خیابان را زیر پای خود له میکرد.
- تضاد فرهنگی در تلویزیون: گلابدرهای از نمایش مداوم فیلمهای غربی و مستندات حیات وحش در حالی که کشور درگیر انقلاب بود، به شدت انتقاد میکند و آن را تلاشی برای القای تفکر غربی میبیند.
- شاهد عینی درگیریها: روایت دقیق اصرار بر ثبت لحظاتی چون تیراندازی در میدان، افتادن افراد و حمله مجدد جوانان به قرارگاه ژاندارمری.
- نمایش نظامی هولناک: توصیف کاروان تانکها، جیپها و ضدهواییها در خیابانها در یازدهم بهمن، نمایشی قدرتمند از تلاش رژیم برای تثبیت قدرت.
- لحظه ورود امام خمینی (ره): توصیف جمعیت عظیم مردمی در مسیر فرودگاه و در اطراف مدرسه علوی برای دیدار با امام، که حتی با وجود ازدحام شدید، کسی نمیتوانست دل بکند و برود.
- دیدار در مدرسه علوی: ثبت احساسات عمیق راوی و پسرش پیمان هنگام دیدن امام خمینی از پشت پنجره، غرق در اشک و فریاد شعار «ما همه سرباز توایم خمینی» با وجود فشردگی جمعیت.
«استعمار اصلی، استعمار فرهنگی است که توی ایرانی آمریکایی فکر و عمل کنی.»
این مشاهدات نشان میدهد که انقلاب صرفاً یک تحول سیاسی نبود، بلکه یک خیزش سراسری علیه سلطه فرهنگی و فکری نیز محسوب میشد. هنگامی که امام خمینی (ره) وارد کشور شدند، اوج شور و هیجان مردمی، تمامی نمایشهای قدرت نظامی پیشین را تحتالشعاع قرار داد. این کتاب تصویری از لحظاتی است که در آن، مردم ایران با عزمی راسخ، موجی را به راه انداختند که دیگر با هیچ نیروی ارتشی متوقف نمیشد.


