آینده «عدالت رسانهای»؛ پیوند هوش مصنوعی اخلاقی و حق بر فراموششدن
بررسی مفهوم عدالت رسانهای فراتر از دسترسی صرف، شامل عدالت در بازنمایی و مشارکت، و چالشهای آن در عصر دیجیتال مانند شکاف دیجیتال و سوگیری الگوریتمی.
عدالت رسانهای و الزامات عصر دیجیتال
مفهوم عدالت رسانهای در جهان معاصر، که اساساً جامعهای شبکهای تلقی میشود، از توزیع سنتی ثروت و قدرت فراتر رفته و به حوزه اطلاعات و ارتباطات تعمیم یافته است. این مفهوم بر این حق بنیادی تأکید دارد که هر فرد یا گروهی صرف نظر از موقعیت جغرافیایی یا اقتصادی، باید حق برقراری ارتباط و ابراز وجود داشته باشد. عدالت رسانهای فراتر از صرف زیرساخت فنی، عمیقاً با عدالت اجتماعی پیوند خورده است و شامل سه رکن اصلی میشود: عدالت در دسترسی (توزیع عادلانه سختافزار)، عدالت در بازنمایی (حضور منصفانه همه گروهها در محتوا) و عدالت در مشارکت (توانایی شهروندان برای تولید محتوا). تحقق این امر منوط به آن است که رسانه به عنوان یک مصلحت عمومی نه صرفاً کالای تجاری دیده شود تا بتواند زمینهساز گفتگوی عقلانی فارغ از انحصارات باشد.
چالشهای کلیدی پیش روی عدالت رسانهای
بزرگترین مانع، شکاف دیجیتال است که مرزهای جدیدی از نابرابری را بر اساس دسترسی و مهارت استفاده از اطلاعات ایجاد کرده و منجر به تقسیم جوامع به «دارایان اطلاعاتی» و «ندارایان اطلاعاتی» شده است. چالش دیگر، اقتصاد سیاسی رسانهها است؛ تمرکز مالکیت رسانهها در دست کارتلهای بزرگ، تنوع دیدگاهها را نابود کرده و منجر به یکسانسازی فرهنگی میشود. این امر باعث میشود رسانهها بلندگوی صاحبان قدرت شده و گروههای اقلیت از چرخه بازنمایی حذف شوند که نوعی مرگ نمادین محسوب میشود.
در فضای دیجیتال، پدیدههایی مانند سوگیری الگوریتمی (که با نشان دادن محتوای مشابه، منجر به قطبیشدن میشود) و دادهگرایی (غارت دادههای کاربران توسط شرکتهای بزرگ) عدالت را تضعیف میکنند. همچنین، نابرابری در سواد رسانهای و دسترسی ناعادلانه به ابزارهای راستیآزمایی، باعث میشود تودههای مردم به آسانی تحت تأثیر اخبار جعلی قرار گیرند.
فرصتهای نوین و توانمندسازی شهروندان
با این وجود، کاهش هزینههای تولید محتوا، شهروندان را به رسانه-فرد تبدیل کرده و انحصار جریان اصلی را شکسته است. شبکههای اجتماعی امکان نظارت عمومی و شفافیت را تقویت کردهاند که خود موتور محرک عدالت است. در سطح فردی، سواد رسانهای کلید توانمندسازی است؛ توانایی تجزیه و تحلیل و ارزیابی پیامها، شهروندان را از مصرفکنندگان منفعل به کنشگران فعال تبدیل میکند. این امر همچنین به ایجاد عدالت آموزشی از طریق پلتفرمهای یادگیری آزاد کمک میکند.
«عدالت رسانهای ایجاب میکند که رسانهها تریبونی برای بیان دردهای کسانی باشند که صدایشان شنیده نمیشود. این امر مستلزم رعایت اخلاق رسانهای است.»
حکمرانی عادلانه و آینده عدالت
برای حفظ مسیر عدالت، نیازمند حکمرانی رسانهای عادلانه هستیم که شامل قوانین ضدانحصار، حمایت از رسانههای محلی و تضمین دسترسی عادلانه به زیرساختها است. در بعد بینالمللی، مقابله با سلطه فرهنگی قدرتهای بزرگ از طریق تقویت رسانههای بومی ضروری است تا هر تمدنی بتواند روایت خود را از جهان ارائه دهد و مجبور به ادغام در فرهنگ مسلط نشود.



