اپرا «موج بزرگ»؛ زندگی و هنر هاسوکای، خالق اثر مشهور موج بزرگ
بررسی الهامگیری اپرای «موج بزرگ» از زندگی پرفرازونشیب کاتسوشیکا هوکوسای، هنرمند ژاپنی، و چگونگی به تصویر کشیدن این اثر در صحنه تئاتر.
اپرای الهام گرفته از زندگی هنرمند برجسته ژاپنی
اپرای جدید «موج بزرگ» اثر اپرای اسکاتلندی، قلمرویی کمتر کاوششده در عرصه اپرا را هدف قرار داده است: زندگی یک هنرمند تجسمی. اثر هنری مشهوری که این اپرا نام خود را از آن گرفته است، یعنی چاپ چوبی «زیر موج در کاناگاوا» (The Great Wave off Kanagawa)، یکی از شناختهشدهترین تصاویر ۲۰۰ سال اخیر است، هرچند بسیاری از کسانی که آن را بر روی آهنرباهای یخچال یا قاب تلفن همراه میبینند، از منشأ اصلی آن یا زندگی خالقش، کاتسوشیکا هوکوسای، بیاطلاع هستند. هوکوسای که در سال ۱۷۶۰ در ادو (توکیو امروزی) متولد شد، زندگی پرماجرایی داشت و تا ۸۸ سالگی زیست. او از حوادثی مانند صاعقه، سکته مغزی که او را مجبور به یادگیری مجدد طراحی کرد، و آتشسوزی که استودیوی او را نابود کرد، جان سالم به در برد. خروجی هنری او بسیار پربار و متنوع بود و شامل حدود ۳۰,۰۰۰ اثر باقیمانده بود و او بیش از ۳۰ نام مختلف را در طول عمر خود به کار برد، که نشاندهنده تجدید هویت مداوم اوست.
اثر اصلی، که بخشی از مجموعه سیوشش منظره از کوه فوجی او بود، هنگامی تولید شد که هوکوسای در اوج شهرت بود. در حالی که چشم ما به سمت موج خروشان و زیرجریان تهدیدآمیز آن کشیده میشود، مرکز آرام تصویر کوه فوجی است که در زمان هوکوسای یک شیء الهی محسوب میشد.
ساختار داستان و ارتباطات خانوادگی
اپرا برخلاف روایتهای سنتی، از ساختار غیرخطی پیروی میکند و با مراسم تدفین هوکوسای آغاز میشود. این انتخاب روایی، که نویسنده متن، هری راس، آن را در همسویی با جهانبینی شرقی توصیف میکند، به اپرا اجازه میدهد تا از زوایای مختلف به هنرمند بپردازد. نخ اصلی که صحنههای متنوع را به هم متصل میکند، رابطه هوکوسای با دخترش، اوئی (Ōi)، است که او نیز هنرمندی توانمند بود. اوئی از همسر هنرمند خود به دلیل عدم موفقیت در تجارت طلاق گرفت و به استودیوی پدر بازگشت. این پیوند قوی و تصمیمات اوئی، که برای زمان خود بسیار غیرمعمول بود، برای آهنگساز، دای فوجیکورا، و راس بسیار جذاب بود.
تأثیرات فرهنگی و نوآوریهای هنری
اپرا تلاشی برای ادغام عناصر شرقی و غربی است. در حالی که موسیقی عمدتاً با سازهای غربی ساخته شده، استفاده از سازهای سنتی ژاپنی مانند شاکوهاچی (فلوت سنتی) برای ایجاد فضایی متفاوت بسیار مهم است. این ساز در ابتدا و انتهای اپرا شنیده میشود و کارگردان، ساتوشی میاگی، صدای آن را تفسیر صدای هوکوسای میداند که در ذهن دخترش طنینانداز است. یکی از نکات کلیدی اجرای اپرا، نمایش بصری «موج بزرگ» است؛ طراح صحنه، جونپئی کیز، با نمایشی تکرنگ شروع کرد و سپس طیف کامل رنگی را آشکار نمود تا نمادین بودن اثر را منتقل کند. یک شخصیت غیرژاپنی، دکتر فیلپ فرانتس فون سیبولد، یک گیاهشناس آلمانی، حضور دارد که نمادی از ورود رنگ کمیاب «آزور نیلی پروس» به ژاپن بسته است و فوجیکورا از طریق ترکیب تیمبرها، این رنگ جدید را در موسیقی خود بازنمایی کرده است.
- اپرا با تدفین هوکوسای آغاز شده و غیرخطی روایت میشود.
- رابطه محوری بین هوکوسای و دختر هنرمندش، اوئی، خط داستانی را هدایت میکند.
- استفاده از شاکوهاچی، فلوت سنتی ژاپنی، برای ایجاد فضای متفاوت در موسیقی.
- کارگردانی و طراحی صحنه تلاش کرده است تا فرهنگی جهانی ایجاد کند و از بازآفرینی دقیق ژاپن دوره هوکوسای پرهیز کند.
- اپرا بر انرژی مداوم خلاقیت و توانایی هوکوسای برای تجدید حیات هنری تأکید دارد.
هری راس میگوید: «او کاملاً معاصر است – ما این مفهوم هنرمند رمانتیک را داریم که همیشه در حال تقلا است، اما در قرن بیستویکم بیشتر شبیه هوکوسای هستیم – ما باید تغییر کنیم تا همان بمانیم.»
دای فوجیکورا اشاره میکند: «او چنان انرژی قوی را نشان میدهد، صرفاً برای هنرمند بودن، هنرمند بهتر بودن. خلاقیت بیپایان – این چیزی است که من به طور مطلق در مورد این شخص دوست دارم.»
در نهایت، اپرای «موج بزرگ» نه تنها پاسخی هنری به یکی از نمادینترین آثار هنری جهان است، بلکه تأملبرانگیز است بر طبیعت پایداری، اصالت و سازگاری هنرمند در طول زمان، مسیری که هوکوسای مصداق بارز آن بود.


