تأثیر فیلیپ گالیه بر تئاتر: درسی درباره خندهدار بودن خود
فیلیپ گالیه، مربی بزرگ دلقک، نسلی از هنرمندان را تشویق کرد تا در لحظه زندهتر باشند و خود را بیش از حد جدی نگیرند. آموزههای او برای زندگی و صحنه بود.
میراث فیلیپ گالیه: استاد دلقک و تأثیر او بر تئاتر
فیلیپ گالیه، معلم برجسته دلقکها و مربی نسلهایی از هنرمندان تئاتر و کمدی، در سن ۸۲ سالگی درگذشت. تأثیر او بر دنیای اجرا، بهویژه در حوزهای که تئاتر و کمدی تلاقی پیدا میکنند، عمیق و ماندگار بود. او به جای تمرکز بر تئاتر کلامی سنگین یا تمرینات صرفاً فیزیکی (مانند آنچه در مکتب ژاک لکوک آموزش داده میشد)، روشی را ارائه داد که بر غلبه بر حماقت، بازیگوشی و بیداری نسبت به مخاطب متمرکز بود. این روشها سبب شد تا هنرمندان بتوانند با صداقت قلب و بیواسطگی در لحظه اجرا باشند و از خندهدار بودن خود نترسند.
گالیه با وجود اینکه به کمدی استندآپ مدرن نگاهی انتقادی داشت و آن را نوعی عمل «فاحش» میدانست، اما مهارتهایی را آموزش داد که کمدینها و دلقکهای بسیاری را در مسیر کمدیهای نوین و نوآورانه یاری کرد. شاگردان مشهور او شامل افرادی چون ساچا بارون کوهن، اما تامپسون، هلنا بونهام کارتر و روبرتو بنینی هستند. این هنرمندان، درک عمیقی از بازیگری و ارتباط با مخاطب آموختند که فراتر از تکنیکهای صرف بود.
اصول کلیدی آموزشهای گالیه
آموزش روانشناختی گالیه تنها محدود به اجرا نبود؛ بلکه یک دستورالعمل برای زندگی محسوب میشد. محور اصلی این فلسفه بر لذت و عدم جدیت گرفتن بیش از حد استوار بود. او باور داشت که همه ما به نوعی مضحک هستیم و هنرمند باید از این حقیقت خجالت نکشد، بلکه آن را جشن بگیرد، زیرا همین جنبههای خاص مضحک بودن، میتواند ویژگی منحصربهفرد و جذاب فرد را شکل دهد.
- زنده بودن در لحظه: تأکید بر هوشیاری کامل در حین اجرای زنده و تعامل بیواسطه با تماشاگران.
- احتفال بر حماقت شخصی: تشویق هنرمندان به نمایش جنبههای غیرعادی و مضحک خود به جای پنهان کردن آنها.
- اجتناب از کسالت: گالیه شاگردانش را از هرگونه خستگی، کلیشهای بودن یا تکرار منع میکرد و این موارد را «بدترین نوع ناسپاسی» میدانست.
- شکرگزاری موقعیت: یادآوری اینکه حضور روی صحنه و توجه مخاطبان یک امتیاز و موهبت است که نباید هدر رود.
او شاگردانش را میترساند که مبادا کسالتبار شوند؛ کلمات او همیشه در گوش آنها طنینانداز میشد: “این خستهکننده است. این افتضاح است!”
اگرچه تأثیر او بر کمدی بسیار برجسته بود، اما هنرمندان تئاتر جدی مانند کاترین هانتر و جفری راش نیز از مکتب او بهرهمند شدهاند. برای این بازیگران نیز، آموزههای گالیه این تفاوت را ایجاد کرد که حتی در ایفای نقشهای جدی نیز حس امتیاز و لذت از «بازی کردن» نقش شخص دیگری را به اجرا بیاورند.
گالیه هرگز فراموش نکرد که هم زندگی و هم تئاتر، در نهایت یک بازی بزرگ هستند و آموزش او به بسیاری این بود که این بازی را با لذت بیشتری انجام دهند.
در نهایت، فیلیپ گالیه برای نسلها هنرمند این درس مهم را به ارمغان گذاشت که اصالت در پذیرش آنچه مضحک هستیم نهفته است، و این رویکرد سبب شکوفایی اجراهایی شد که متعهدانه و سرشار از هیجان حضور در لحظه بودند.

